چقدر زود دیر می شود...
چقدر زود دیر می شود...
پیرمرد نارنجی پوش در حالی که کودکرا در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان
شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید . ماشین بهش زد و فرار کرد.
پرستار:این بچه نیاز به عمل داره باید پولشوپرداخت کنید.
پیرمرد:اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه روهم نمی شناسم.خواهش می کنم عملش کنید ، من پول رو تا شب براتون میارم...
پرستار:با دکتری که قراره بچه رو عمل کنهصحبت کنید.
اما دکتر بدون اینکه نگاهی به کودک بیندازدگفت:این قانون بیمارستانه.باید پول قبل از عملپرداخت بشه.
صبح روز بعد......
دکتر بر سر مزار دختر کوچکش اشک می ریخت.
و چقدر زود دیر می شود.
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 17:17 توسط محمد اولیائی |
ما را در سایت چقدر زود دیر می شود... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 179